امروز دوشنبه 1 خرداد 1391

حدیث نور (نسخه 2)

با شهدا...

Developed by JoomVision.com

فکـــه

فکـــه

بسم رب الشهداء

Detail

شلمچـه

شلمچـه

بسم رب الشهداء شلمچه سرزمين مقدس ملائكه به اينجا تبرك مي جويند... آقا در اين ديدار گفتند: «امروز شركت من در مجموعه...

Detail

طلاییه

طلاییه

بسم رب الشهداء

Detail


صفحه اصلی

شب عملیات...

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

بسم رب الشهداء

شب عملیات بود و بچه ها مشغول آماده سازی و بستن کوله های خود بودند.

یکی نماز شب می خواند و یکی قبری را برای خود کنده بود و مشغول راز و نیاز بود.

یکی سر به شانه ی رفیق و هم رزمش گذاشته و زار زار گریه می کند.

یکی وصیت نامه می نویسد با اشک شوق از نزدیکی به خدا...

یکی نشسته و دوردست را با آن منور های رنگارنگش می نگرد و بغض عجیبی گلویش را می فشارد...

یکی هم با مادرش زهرا س عاشقی می کند و از او قول مادری می گیرد.

--

و ناگهان...

و ناگهان شب حمله و شب خط شکن های مهدی عج فرا رسید.

و این حمله هم با رمز یا زهرا ء س آغاز شد

یاد کنیم از بسیجی هایی که برای زنده ماندن لشگر ،خود را در زیر آب خفه کردند تا درد بی دست شدن لشگر را دسته نکند...

یاد کنیم از همه عاشقان شهادت که در آن شب  از ریختن آن ترکش های سرخ و آتشین شده بود ظهر عاشورا...

یاد کنیم از شهیدانی که می گفتند ما را به سمت کربلا بخوابانید و بعد از لحظه ای می دیدیم می نشستند و سلام بر حسین فاطمه می کردند...

اما در منطقه عملیات...

در منطقه بودیم که هر کسی سرش را بالا میاورد سر از تنش جدا می شد.

آن شب آسمان پر شد از لاله ، پر شد از پر پرواز به سمت خدا...

آن شب بوی یاس حضور مادرم پیچیده بود که فرزندانش را در دامن گرفت و ندای یا زهرایشان را جواب داد...

همه ا...  اکبر گویان حمله ی عاشقانه می کردند و در آخر همه ی آن یکی یکی هایی که اول گفتم جمع شدند و الان در محضر اباعبدلله ع مهمانی هستند...

ولی ما ماندیم و هزاران درد بی درمان از درد این زندگی سخت بی شهدا

از اینکه ندانی شهیدت اصلا به تو فکر می کند یا نه...

شهدا، تا ابـــــد شرمنده ایم

خادم الشهدا ،حسین هدایتی

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 19 اردیبهشت 1391 ساعت 12:02

سید مرتضی آوینی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

بسم رب الزهرا س

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:
"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

Avini
شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد
"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

ادامه مطلب...

افلاکیان خاکی

 

شهید سید مرتضی آوینیشهید مهدی زین الدینشهید مصطفی چمران

شیهد علی صیاد شیرازیشهید حسین خرازیشهید احمد کاظمی

تماس با ما

از طرف خادم الشهداء به سنگر حدیث نور